گزارش مصوریادواره شهدای باغستان علیا

اولین یادواره شهدای باغستان علیا، باهمت بسیجیان باصفای پایگاه های مقاومت شهیدرحمان کرمی وحضرت رقیه(س)برخلاف پیش بینی ها وپیشگویی ها،باشکوه خاصی برگزارگردید؛تابرای همه ثابت شودکه اگرکسی برای شهداقدمی هرچندکوچک بردارد،خداوندسنگ تمام می گذاردوبه برکت خون این عزیزان،آبروداری می کند!!!وبه قول شاعر:ازتوبه یک اشاره/ازمابه سردویدن

یادواره شهدای باغستان علیا که درنوع خوداولین تجربه بودوتصمیم گیری وبرنامه ریزی دراجرای آن، درحداقل زمان ممکن صورت گرفت،پیش بینی می شدیادواره ی موفقی نباشدولی بانظرلطف شهدا ،این مراسم درپنجم مردادماه مصادف باشب نوزدهم ماه مبارک رمضان باحضورخانواده های معززشهداوایثارگران،مردم ولایتمداروشهیدپرور باغستان ومسئولین نهادها وارگان های مختلف بویژه امام جمعه محترم،فرماندارمعزز، فرماندهی ونمایندگی محترم سپاه وکارکنان گرانقدربنیادشهیدوامورایثارگران و...درساعت 18(البته باکمی تاخیر)درمحل هیئت ابوالفضلی باغستان علیا که باهمت خواهران بسیجی مخلص پایگاه حضرت رقیه"س"به گونه ای زیبا وحماسی ومعنوی آذین بندی شده بود،فراترازحدانتظاربرگزارگردید(البته باتوجه به اینکه اولین تجربه بودودرکمترین زمان ممکن تصمیم گیری واجراشد!!!)

دراین مراسم که بااستقبال مردم ومسئولین همراه شده بود،برنامه های معنوی و متنوعی نظیرمداحی،اجرای کلیپ تصویری ازتمثال شهدای باغستان،اجرای سرود زیبای دانش آموزان دختر بسیجی پایگاه حضرت رقیه"س"وهمچنین سخنرانی واچرای کلیپ خاطرات وکرامات شهدای 8سال دفاع مقدس توسط روایتگرمحترم دفاع مقدس جناب آقای ناظری و ...برگزارگردیدودرپایان مراسم پس ازاقامه نمازجماعت،حاضرین دریادواره، برسرسفره ساده شهدا،افطارنمودند.

درپایان جاداردبه نمایندگی ازطرف خانواده ی شهداوایثارگران باغستان علیا،ازتمامی عزیزانی که دربرگزاری این یادواره قدمی برداشتندویادوخاطره شهدارازنده نگه داشتند، تشکروقدردانی داشته باشم وانشاالله اجرتمامی این عزیزان وبویژه بسیجیان گرانقدر پایگاه های مقاومت حضرت رقیه"س"وشهیدرحمان کرمی،یقینا باشهداخواهدبود.

به امیدتداوم این اقدام زیبا واستفاده ازاین تجربه ارزشمنددرجهت برگزاری یادواره هایی باشکوه تردرسال های آتی باهم اندیشی وهمیاری تمامی ارادتمندان به شهدااعم ازمردم ومسئولین"انشاالله"

خاطره ای از شهیدمحمدی(13بدر)


تصویری ازشهیدمحمدی "سمت راست"وآقای محمدحسن قنبری"سمت چپ"
(حدودسال56-رودخانه چهل باغستان)

خاطره ای از شهید یادم آمد، گفتم بنویسم بد نیست.

روز 13 فروردین سال 58 یا 59 بود که شهید علی اکبروشهید سید محمدی آمدند وگفتند بریم سیزده بدر.

من چون باغ را آبیاری کرده بودم و وقت کولیدنش(شخم زدن) بود، شرط رفتن به سیزده بدر را کولیدن باغ خودمان( باغ فعلی حمید آقا) که درای چهار تا چاره(چاله=زمین کوچک) بود قراردادم .کار ندارم قبول کردند و سه تایی تا ساعت 11 هر چهارتا زمین را کولیدیم و بعد با موتورسیکلت من به رودخانه ای که در بین فریدونی و فتح آباد قرار داشت و چند جوی آب جاری بود، رفتیم و پس از آبتنی، سیزده را هم بدر کردیم و برگشتیم. یادش بخیر..

از خداوند تبارک و تعالی می خواهم که این دو شهید بزگورار، این حقیر را مورد بخشایش قرار دهند. جایگاهشان بی تردید رفیع است، خدایا رفیع ترشان گردان.آمین یا رب العالمین

باسپاس فراوان ازارسال خاطره زیبای جناب آقای محمدحسن قنبری

(وکیل دادگستری-دوست وپسرخاله شهید)

نحوه ی شهادت شهیدعلی اکبرمحمدی

هفته ی دفاع مقدس امسال همانندسالهای گذشته (روزپنجشنبه) گلباران مزارشهدای بهشت محمدی-بهشت علی ومزارشهدای باغستان سفلی بود،یکی ازبرنامه های جنبی این مراسم، بیان خاطرات هشت سال دفاع مقدس بودکه جناب احمد آقای کرامتی ،جانبازمحترم دوران دفاع مقدس ،بابیان رسا وشیوایشان به نقل خاطراتی ازنحوه ی شهادت شهدای باغستان علیا پرداختند،خاطراتی جانگدازکه تمامی حضار رامتاثر کرده بودوتلنگری شدبروجدان خفته امان که یک لحظه اندیشه کنیم، چقدرباشهدا فاصله گرفته ایم ؟!!!

ذکررشادتها وازجان گذشتگی ها وبه جان خریدن آنهمه مصائب و سختیها به خاطردفاع ازمکتب و ناموس ومیهن،آنهم دردوره ی جوانی ،بهترین و شیرین ترین لحظات زندگی، واقعا قابل تامل بود، ازسیره ی این شهدا می توان معنی ومفهوم حقیقی یک شبه ره صدساله پیمودن رادرک کرد.

ایشان نحوه ی شهادت برادربزرگوارم،شهیدعلی اکبرمحمدی را اینگونه بیان کردندکه من خودم تاآن زمان دقیقا ازنحوه ی شهادت ایشان بااین وضعیت اطلاع نداشتم،شهیدمحمدی که در زندگینامه ی ایشان نیزذکرکردم بصورت داوطلبانه ،ازسوی نیروی شهربانی آن زمان به جبهه های کردستان وشهرسقزاعزام شده بودند، سقز، منطقه ای بود که بخشی از آن درتصرف نیروهای کوموله دموکرات بودکه معروف به خشونت و وحشی گری بودند.

درعملیاتی که درارتفاعات ترجان سقزباهدف پاکسازی منطقه ازوجود کوموله ها صورت گرفته بود،برادرم با مرحوم ستوان عربی(یکی از نیروهای خدوم نیروی انتظامی"اهل آیسک"،که چندسالی نیزبه عنوان رییس پاسگاه انتظامی باغستان،صادقانه انجام وظیفه کرد وحدودا پنج شش سال پیش به دیارباقی شتافت) همسنگر بودند.

مرحوم عربی ذکرکرده بودند که حین درگیری درارتفاعا ت ترجان، شهیدمحمدی مسئول رساندن مهمات به سنگربود که درحین انجام این ماموریت،مورداصابت گلوله ازناحیه ی شکم قرار گرفت وبه دلیل و عمق ووخامت جراحت ،پس از لحظاتی به فیض عظمای شهادت نائل آمد، ما نیزکه درمحاصره ی دشمن درارتفاعات بودیم امکان برگرداندن پیکرشهید ازاین منطقه ی صعب العبوررانداشتیم وازطرفی نمی خواستیم پیکر شهیدبه دست نیروهای وحشی ومزدور کوموله بیفتد.

دراین شرایط ناچارشدم پیکرشهیدرادرداخل پتوهایی بپیچم وازبالای ارتفاعات رها کنم!! زمانیکه به پایین ارتفاعات رسیدم متوجه شدم، پیکرشهیدمحمدی دراثربرخوردباصخره ها همانند خمیر،کوبیده شده است ودرعین اینکه ازاین شرایط متاثرشده بودم،خداراشکرکردم که پیکر مطهرشهید به دست نیروهای مزدورکوموله نیفتاد.

این بود گوشه ای ازخاطرات جانسوزایثارگری جوانان این مرزوبوم درراه دفاع ازآرمانها و ارزشهای اسلامی که جادارددروضعیت فعلی بگوییم:شهدا شرمنده ایم!!!

جهت شادی روح این دوهمسنگرفداکار(مرحوم عربی وشهیدعلی اکبرمحمدی)ودیگرشهدای عزیزفردوس وباغستان قرائت بفرمایید: سوره ی الفاتحه مع الصلوا ت والاخلاص

به استواری معیار تازه بخشیدید

                        شمانه مثل دماوند اوبه مثل شماست

بیا که ازهمه ی دشت ها سوال کنیم:

                            کدام قله چنین سرافراز وپابرجاست؟

به یک کرامت آبی نگاه دوخته اید

                     کدام پنجره این گونه باز سوی خداست؟

میان معرکه لبخند می زنیدبه عشق                           

                حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست


اگر چه باغچه ها راکسی لگدکرده است

                            ولی بهار فقط در تصرف گل هاست

    

خاطره ای ازشهیدمحمدی2

خاطره ای ازهمرزم شهیدمحمدی:

بنا به گفته ی یکی ازهمرزمانش،شهیدمدتی قبل ازشهادتش درمراسم صبحگاهی دعای فرج راقرائت می کردوهمرزمش باشوخی به وی می گوید:شما که صدای خیلی خوبی نداری؟!چرادعارامی خوانی؟ شهیددرپاسخ می گوید:برای اینکه وقتی شهیدشدم،اگرپرسیدندچه کسی شهیدشده،بگویند،همان کسی که درمراسم، دعا ی فرج رامی خواند!!

بعدازشهادت علی اکبرهم نواری به دستمان رسیدکه شهیدصدایش رابرروی آن ضبط کرده بود، درآن نوارشهیددعای فرج(الهی عظم البلا)  راقرائت می کردوبعدازقرائت دعاهم ضمن سلام دادن به تمامی دوستان،فامیل وآشنایان ،ازهمه طلب حلالیت نموده بودولی متاسفانه ماباتوجه به اینکه مادرمان باشنیدن صدای شهیدبیقراری زیادی می کردوداغ دلش تازه می شد،نوارراناگزیر بودیم مخفی کنیم وبراثرهمین جابجایی ها نیزدردرازمدت نوارمذکورراگم کردیم وامیدواریم دوباره آن راپیداکرده وصدای مناجات عاشقانه ی شهیدرایکباردیگربشنویم.

30سال گذشت!!

سی امین سالگرد عروج ملکوتی سرپاسبانیکم شهید علی اکبرمحمدی گرامی باد

  ای گل بشکفته درگرمای تیر(تولد:تیرماه 1342)

          وشکافته شده از گرمای تیر(شهادت:17شهریور1361)

محل شهادت:کردستان-سقز   

 17شهریور هر سال یادآور شهادت عزیزی است که  تا زنده هستیم و تا قلبهای عاشق می تپد7شهریور،یادش گرامی خواهد ماند .جوان برومندی که باانتخابی آگاهانه وعاشقانه،علی اکبروار درمسیر جهادفی سبیل الله گام نهادوودرراه دفاع از دین ومیهنش، باقلبی مالامال ازعشق به انقلاب وولایت وبااقتدا به مولا وسرورشهیدان امام حسین(ع)به درجه رفیع شهادت نائل گردید.


جهت شادی روح شهید علی اکبرمحمدی و وشهدای 17شهریور1357صلوات وفاتحه ای قرائت فرمایید.

                        


خاطره ای ازشهیدمحمدی1


حدودا یکسال قبل از شهادت برادرم که برای سرزدن اززمینها  وانجام کاری رفته بودم،متوجه شدم که شهید روی تکه ای از گل ولای خشک شده ی(به قول مافردوسیها"اخلرگ") کنار رودخانه ی چهل باغستان چنین نوشته بود:

    این خط من است اینجا،هم پاک شودروزی    

   این دست من است اینجا،هم خاک شودروزی

(یادش گرامی راهش پررهروباد)

نقل خاطره:ابراهیم محمدی

شهیدمحمدی


(ای گل بشکفته درگرمای تیروشکافته شده ازگرمای تیر)

زندگینامه،وصیتنامه،خاطرات،تصاویر،ناگفته ها ونانوشته هاازشهیدمحمدی



زندگینامه ی شهیدعلی اکبرمحمدی  

سرپاسبانیکم شهیدعلی اکبرمحمدی فرزندغلامرضابه شماره ی شناسنامه ی 11درتاریخ 10/4/1342درباغستان علیا،درخانواده ای مذهبی ودوستداراهل بیت(ع)چشم به جهان گشودودردامان  پاک مادری پرورش یافت که محبت آل الله رابااشک شوق وشیر ه ی جان آمیخت ودرکامش ریخت ودرچنین خانواده ای که درمسیرواقعی اسلام قرارداشت،رشدنمود.

پرورش دراینچنین محیطی ازاوانسانی شایسته وشاهدی جاوید ساخت،انسانی که متواضع،قناعت پیشه وازهمه مهمتر خداجوبودوبخاطراین تربیت عالی وشایسته که موجب شده بود راه حق راپیشه کند،درمتن وصیتنامه ازوالدینش تشکرنمود.

شهیدمحمدی تحصیلات ابتدایی رادردبستان رحمت آبادباغستان علیا باموفقیت به پایان رسانیدوسپس دوره ی راهنمایی رادرمدرسه ی علوی شهرک باغستان ادامه داد.

شهیددرتعطیلات تابستانی جهت فراگیری کلام الله مجیدبه مکتبی دراسلامیه می رفت وقلب پاکش ازهمان اوایل بانورفرآن روشن گردید.دراواخردوره ی راهنمایی بودکه درکلاس آموزش برق کشی شرکت نمودوکارآموزی موفق شد.شهید تحصیلات مقطع متوسطه رادررشته ی اقتصاد دردبیرستان دکترشریعتی ادامه دادوموفق به اخذمدرک دیپلم شد.

ازویژگیها ی برجسته ی شهید...                        لطفا روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

به بهانه ی سالگردشهیدقلی زاده

ابراهیم درگلستان

ویژه برنامه ی فرهنگی،معنوی سالگردشهادت پاسداررشیداسلام،شهید:ابراهیم قلیزاده ی فرسا

زمان:پنجشنبه19مرداد1391(مصادف باشب قدربیست ویکم-ساعت21:30)

مکان:شهرک ولیعصر(عج)،بلوارولایت،ولایت6،پلاک4،منزل آقای محمدقلیزاده ی فرسا(خواهران وبرادران)

برنامه های مراسم:قرائت دعای کمیل،مداحی وویژه برنامه تصویری"ابراهیم درگلستان"

زندگینامه شهید ابراهیم قلی زاده فرسا

شهید ابراهیم قلی زاده فرسا فرزند غلامحسین به تاریخ 1/6/1330 در خانواده ای مذهبی و مؤمن در باغستان علیا...


ادامه نوشته

تمثال شهدازینت بخش ورودی باغستان

بولوارورودی باغستان علیا وباغستان سفلی مزین به تمثال زیبای شهدا


متن وصیتنامه ی شهدای باغستان

شهید علی اکبر محمدی

باید افتخار کنیم و افتخار کنید که در راه حق و در راه امام حسین (ع) خون خود را نثار کردم.

شهیدابراهیم قلی زاده

بزرگترین وصیت من به بازماندگانم این است : سعی کنید با یاد خدا و بنام خدا ودرراه خدا زندگی کنید و فراموش نکیند دنیا به آخر می رسد . دل به دنیا میندید و خود را مهیای سفر آخرت کنید . راهی که من رفته ام راه عزت وافتخار و سعادت است .

شهید خسرو تقى زاده

از شما مى‌خواهم كه كسى به پدر و مادرم تسلیت نگوید زیرا تسلیت موقعى به كسى گفته مى‌شود كه به حیف یا بالاجبار جانش را از دست داده باشد اما شهید راه خود را آگاهانه انتخاب مى‌كند

شهید محمد على آسیبى

با توجه به پیام امام ، عازم منطقه جنگ زده كردستان مى باشم تا با نثار جان بى ارزش خود در راه اسلام و وطنم و رهبر عالیقدرم امام خمینى درخت انقلاب اسلامى میهنم را بارورتر سازم .

شهید سید احمد محمودى

من به جبهه آمدم و از زندگى دنیا گذشتم تا در آخرت زندگى خوبى داشته باشم و از اسلام و قرآن و مرزهاى میهن اسلامى خود و از خونهایى كه در این راه مقدس از صدر اسلام تاكنون ریخته شده است ، دفاع نمایم

شهید محمدعلی کارگر

سخن من به مردم همیشه بیدار باغستان این است که به هیچ وجه دست از یاری امام برندارند

شهید سید علی سعید نیا

مگر نه این است كه ناموس مردم در خطر است مگر نه این است كه میهن اسلامی در خطر است و دین اسلام تنها به نماز خواندن نیست بلكه به دعا و عمل است كه هم نماز بخوانندو هم در جهاد عظیم شركت كنند.

شهید محمد حسین محبی باغستان

خدایا تو شاهدی كه من نبرد در راهت را نه به آرزوی رسیدن به رضوانت و نه از ترس دوزخت پذیرفته‌ام بلكه آرزوی ما باروری درخت انقلاب است .

شهیدعبدالرحیم قبادی

من مطمئنم چنانچه به لقاء ا... بپیوندم و جزء شهدا باشم در آینده باعث افتخار فرزندانمان خواهیم بود.

شهیدسیدعلی سیدمحمدی(12سال مفقودالاثر)

ای انسانهای آزاده درمقابل خدای سبحان دعا ونیایش کنیدونمازرااول وقت بپاکنید.

شهیدحسین رمضانی(5سال مفقودالاثر)

پدرومادرعزیزم من ازدنیادل بریدم وازخداوند خواسته ام تامرگ مراشهادت درراه خودش قراردهد.



متن کامل وصیتنامه ها درادامه ی مطلب

 

 

ادامه نوشته

تصاویرشهدای باغستان

شهدای بهشت محمدی(باغستان علیا)-شهیددوستی(بهشت علی)



(شهیدجمشیدخادمی-شهیدرضابیکی)

شهدای باغستان سفلی